یک نقطه عطف در یوکم
درگیر شدن در یک پرونده دشوار آزار باعث شد نگاه من به حضور اجتماعی، در دسترس بودن و اهمیت یک حمایت قابل اعتماد تغییر کند.
داستان ما
دیدار از سالها همراهی اجتماعی، حمایت از دانشجویان، همیاری و یک باور شکل گرفت که برای من هر روز مهمتر شد: آدمها نباید مجبور باشند موقعیتهای دشوار یا سیستمهای ناآشنا را بهتنهایی پشت سر بگذارند.
چیزی که با کمکهای فردی شروع شد، کمکم به شبکهای تبدیل شد که در آن افراد اطلاعات، تجربه، وقت و حمایت عملی خود را با یکدیگر به اشتراک میگذارند.
این روایت از تجربههای فردی همراهی آغاز میشود و به شکلگیری دیدار بهعنوان فضایی برای همیاری، فرهنگ و یادگیری میرسد. میتوانید خلاصهٔ مسیر را ببینید یا داستان کامل را بخوانید.
یادداشت محتوا: در بخشی از این روایت به تجربههای آزار جنسی اشاره شده است؛ بدون ذکر جزئیات آسیبزا.
نقطه عطف
تا حدود سال ۲۰۱۷ ارتباط چندانی با جامعه ایرانی مونترآل نداشتم. شبکه اجتماعی و حرفهای من عمدتاً از دوستان و همکاران کبکی و مغربی تشکیل میشد و خودم را بخشی فعال از جامعه ایرانی نمیدانستم.
این وضعیت زمانی تغییر کرد که در حمایت از افرادی که درگیر یک وضعیت دیرینه آزار جنسی در دانشگاه یوکم بودند، وارد شدم. در آغاز و پیگیری روند شکایت مشارکت کردم، افرادی را که تجربههای مشابه داشتند و همچنین شاهدان را پیدا کردم و در طول روند رسیدگی، افراد آسیبدیده را همراهی کردم.
این تجربه ناگهان باعث شد متوجه شوم در تمام آن سالها چه تعداد دانشجوی ایرانی در یوکم تحصیل کرده بودند و من تقریباً هیچکدام از آنها را نمیشناختم. این موضوع برای من ماندگار شد.
از آن زمان تصمیم گرفتم حضورم را بهعنوان یک عضو ایرانی جامعه دانشگاهی آشکارتر و در دسترستر کنم، بهخصوص برای دانشجویانی که تازه وارد دانشگاه یا زندگی در کانادا شده بودند.
شکلگیری شبکه حمایتی
پیش از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، کاهش شدید ارزش ریال در مدت کوتاهی بسیاری از دانشجویان بینالمللی ایرانی را ناگهان با فشار مالی جدی روبهرو کرد.
یکی از دانشجویان ایرانی پیشتر با دانشگاه صحبت کرده بود تا شرایط خاص دانشجویان ایرانی در نظر گرفته شود. از همانجا من هم بیشتر وارد موضوع شدم.
کمکم دانشجویان بینالمللی ایرانی را یکییکی پیدا کردم، با آنها ارتباط گرفتم و آنها را به یکدیگر وصل کردم. چیزی که برای حل یک مشکل مشخص آغاز شده بود، بهتدریج به یک شبکه حمایتی گستردهتر تبدیل شد.
کمکها به یک حوزه محدود نبود و بسته به نیاز هر فرد میتوانست شامل این موارد باشد:
امروز این شبکه بیش از ۹۰ عضو با سنها، رشتهها و شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بسیار متنوع دارد.
برای من، این دیگر فقط یک گروه دانشجویی نیست. حتی امروز اگر بهطور اتفاقی با یک دانشجوی ایرانی یا تازهوارد جدید آشنا شوم، معمولاً سعی میکنم او را به این شبکه وصل کنم تا بتواند از تجربه و اطلاعات جمعی استفاده کند و مجبور نباشد همهچیز را از صفر و بهتنهایی یاد بگیرد.
زن، زندگی، آزادی
پس از مرگ ژینا امینی و آغاز جنبش «زن، زندگی، آزادی»، شکل فعالیت اجتماعی من دوباره تغییر کرد.
در آن دوره تلاش کردم در حد توانم از افرادی حمایت کنم که مستقیماً از وقایع ایران، سرکوب، نگرانی برای اعضای خانواده و پیامدهای روانی و اجتماعی آن شرایط تأثیر گرفته بودند.
در دانشگاه دو برنامه را سازماندهی کردم. نخست Campus Rally for Iran بود؛ بخشی از یک حرکت بینالمللی که همزمان در بیش از ۲۰۰ دانشگاه در سراسر جهان برگزار شد. برنامه دوم را به مناسبت روز جهانی زنان و در فضای پس از شکلگیری جنبش «زن، زندگی، آزادی» برگزار کردم.
این برنامهها را با هدف ایجاد فضایی برای همدلی و همبستگی میان دانشجویان ایرانی ساکن مونترآل برگزار کردم؛ فضایی که در آن بتوانند در آن روزهای سخت احساس تنهایی نکنند، کنار یکدیگر باشند و نگرانیها، فشارها و رنج دوری از خانواده و اتفاقات ایران را با دیگرانی که شرایط مشابهی داشتند، به اشتراک بگذارند.
این فعالیتها باعث شد با تعداد بیشتری از دانشجویان بینالمللی آشنا شوم و شبکه حمایتی باز هم گستردهتر شود.
بهمرور دانشگاه نیز با این شبکه و تجربهای که پیرامون آن شکل گرفته بود آشنا شد. بعدتر از من خواسته شد بخشی از این تجربه را در مقیاسی گستردهتر برای دانشجویان بینالمللی غیرایرانی نیز به کار ببرم: شناسایی نیازها، کمک به شکلگیری شبکههای حمایتی و اتصال دانشجویان به منابع و راهحلهای مناسب.
کمک را به نفر بعدی برسان
از همان ابتدا، هر وقت کسی میخواست بابت کمکی که دریافت کرده بود از من تشکر کند، به او میگفتم لازم نیست در مقابل کاری برای من انجام بدهد.
میگفتم هزینه دریافت این کمک ساده است: روزی که فرد دیگری به کمک او احتیاج داشت، او هم به آن فرد کمک کند.
این طرز فکر را سالها پیش، زمانی که در هند زندگی میکردم، از کسی یاد گرفتم که امروز یکی از نزدیکترین دوستانم و عضوی از خانوادهای است که در طول زندگی برای خودم ساختهام. او در آن زمان، بدون هیچ چشمداشتی، کمکهای زیادی به من کرد.
وقتی از او پرسیدم چرا اینقدر به من کمک میکند، توضیح داد که خودش زمانی کمک بزرگی از شخص دیگری گرفته بوده و هیچوقت نتوانسته آن را مستقیماً به همان فرد برگرداند. بنابراین تصمیم گرفته بود آن کمک را به نفر بعدی که به آن نیاز دارد منتقل کند.
سعی کردم همین فرهنگ را در شبکه دانشجویی هم جا بیندازم. امروز چیزی که شاید حتی از خود شکلگیری شبکه برایم ارزشمندتر است، این است که اعضای آن فقط دریافتکننده کمک نیستند.
بسیاری از آنها آمادهاند به شخص دیگری کمک کنند — گاهی حتی به کسی که نه دوستشان است، نه همرشتهشان و نه حتی همزبانشان.
این شبکه به فضایی تبدیل شده که در آن افراد تجربه، اطلاعات، زمان، ارتباطات و حمایت عملی خود را با یکدیگر تقسیم میکنند و کمک را از یک نفر به نفر بعدی میرسانند.
من واقعاً به این شبکه و آدمهایی که آن را ساختهاند افتخار میکنم.
مسیر رسیدن به دیدار
درگیر شدن در یک پرونده دشوار آزار باعث شد نگاه من به حضور اجتماعی، در دسترس بودن و اهمیت یک حمایت قابل اعتماد تغییر کند.
کاهش سریع ارزش ریال مشکلات جدی برای دانشجویان بینالمللی ایجاد کرد و نقطه آغاز یک شبکه حمایتی منسجمتر شد.
دانشجویانی با پیشینههای متفاوت شروع کردند اطلاعات، منابع، تجربه و حمایت عملی خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.
رویدادهای اجتماعی، فعالیتهای همبستگی و ارتباط با طیف گستردهتری از دانشجویان بینالمللی، شبکه و تجربههای حاصل از آن را گسترش داد.
تجربهای که در جامعه دانشجویان ایرانی شکل گرفته بود، کمکم در کار با دانشجویانی از پیشینههای دیگر هم به کار آمد.
دیدار بر این ایده بنا شده که دانش، حمایت، فرهنگ و ارتباط اجتماعی زمانی قویتر میشوند که در جامعه جریان داشته باشند و به یک فرد وابسته نمانند.
فعالیت اجتماعی در عمل
راهنمایی در سیستمهای کبک و کانادا، امور دانشگاهی و نهادی، منتورینگ، دسترسی به منابع و حمایت عملی در دوره سازگاری با محیط جدید.
اتصال افراد به دانشجویان باتجربه، پژوهشگران، متخصصان، داوطلبان، منتورها و اعضای جامعه که میتوانند تجربه یا دانش مرتبط ارائه دهند.
کمک در رزومه و درخواستهای شغلی، ارتباط حرفهای، شبکهسازی، جستوجوی کار و اتصال به منابع اشتغال و حرفهای.
حمایت در روندهای اداری، نهادی و درمانی، آمادهکردن پرسشها، درک روندها و همراهی در مواقعی که حضور یک فرد مورد اعتماد لازم است.
اتصال افرادی که میتوانند به یکدیگر کمک کنند، اشتراک اطلاعات عملی و توزیع دوباره وسایل و منابع مفید میان اعضای جامعه.
فعالیتهای فرهنگی، گردهماییهای اجتماعی، نمایشگاههای کتاب و برنامههای همبستگی برای تقویت احساس تعلق، ارتباط و حمایت متقابل.
همراهی عملی، حمایت ارتباطی و ارجاع افرادی که با آزار، تبعیض، خشونت یا شرایط آسیبپذیر روبهرو هستند، همراه با اتصال آنها به خدمات تخصصی مناسب.
شناسایی موانع تکرارشونده، مستندسازی نگرانیهای جامعه و انتقال این الگوها به نهادها، سازمانها و تصمیمگیران مرتبط.
چند نقطه مهم
فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی هیچوقت از حمایت اجتماعی جدا نبودند. این فضاها اغلب به جایی تبدیل شدند که افراد یکدیگر را پیدا کردند، اعتماد ساختند، اطلاعات ردوبدل کردند، منتور پیدا کردند و ارتباطهایی شکل دادند که مدتها بعد از خود رویداد ادامه پیدا کرد.
چیزی که این تجربه به من آموخت
اطلاعات زمانی مفیدتر میشود که فرد بداند از چه کسی میتواند سؤال کند، کجا میتواند مراجعه کند و چه کسی میتواند گام بعدی را برایش روشنتر کند.
هدف ایجاد وابستگی به یک شخص یا سازمان نیست؛ هدف این است که افراد سیستمها را بهتر بشناسند و شبکه خودشان را بسازند.
کسی که امروز کمک دریافت میکند، ممکن است فردا منتور، داوطلب، فرد مرجع یا همراه قابل اعتماد شخص دیگری باشد.
نقش ما
فعالیت اجتماعی پشت دیدار در فضایی میان اطلاعرسانی، همراهی، منتورینگ، شبکهسازی، سازماندهی اجتماعی، ارتباط بینفرهنگی و همیاری عملی قرار میگیرد.
دیدار خود را ارائهدهنده مشاوره تخصصی مهاجرتی، حقوقی، پزشکی، روانشناختی یا مددکاری اجتماعی معرفی نمیکند.
هر زمان مداخله تخصصی لازم باشد، نقش دیدار کمک به افراد برای پیدا کردن و ارتباط با متخصصان و سازمانهای واجد صلاحیت است.
چرا دیدار
با گذشت زمان، کمکهای فردی چیز بزرگتری را نشان دادند: یک جامعه از قبل دانش، تجربه، مهارت، ارتباط و منابعی در خود دارد که وقتی به یکدیگر متصل میشوند بسیار قدرتمندتر میشوند.
دیدار تلاشی است برای رشد دادن این ارتباطها: فضایی که افراد بتوانند هنگام نیاز حمایت پیدا کنند، وقتی توانش را دارند مشارکت کنند، فرهنگ و حافظه را حفظ کنند، یاد بگیرند، خلق کنند و حضور فعالتری در جامعه داشته باشند.
هدف این نیست که یک نفر در مرکز همه نیازها قرار بگیرد. هدف ساختن ساختارهایی است که در آن دانش، حمایت و ارتباط بتواند گردش کند؛ بهگونهای که کسی که امروز کمک دریافت میکند، فردا بتواند منبع حمایت برای شخص دیگری باشد.
دیدار
با خدمات، پروژهها و برنامههای جاری دیدار آشنا شوید و در صورت تمایل به ما بپیوندید.
بازگشت به دیدار ←